امروز داشتم يه حكايتي را كه در زير آوردمش مي خوندم بعد كه خوندم به اين موضوع فكر كردم كه اگه كسي بخواد مشكل يابي كنه اينهم خودش خيلي مهمه يعني در واقع دريافت مشكل خودش متدولوژي داره حالا بهتره حكايت نويس ها و مشكل ياب ها علاوه بر حكايت گويي اينچنيني سعي كنند متدولوژي پي بردن به مشكل و حل آنهم از نگاه خود فرد (نه شخص بيروني )بگويند. در واقع حكايت زير مشكل يابي توسط شخص ديگري است.
متن حكايت:
زن و مرد جواني به محله جديدي اسبابكشي كردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد كه همسايهاش درحال آويزان كردن رختهاي شسته است و گفت:«لباسها چندان تميز نيست. انگار نميداند چطور لباس بشويد. احتمالآ بايد پودر لباسشويي بهتري بخرد.» همسرش نگاهي كرد اما چيزي نگفت.
هر بار كه زن همسايه لباسهاي شستهاش را براي خشك شدن آويزان ميكرد زن جوان همان حرف را تكرار ميكرد تا اينكه حدود يك ماه بعد، روزي از ديدن لباسهاي تميز روي بند رخت تعجب كرد و به همسرش گفت: «ياد گرفته چطور لباس بشويد. ماندهام كه چه كسي درست لباس شستن را يادش داده!»
مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجرههايمان را تميز كردم!»
ادامه مطلب






