خوب عزيزان غرض از اين پست اين بود كه مطلبي رو كه اخيرا در موردش داشتم فكر مي كردم رو براتون بنويسم و اون اين كه در پست هاي قبلي براتون گفتم كه به نظر من اول تحولات انديشه اي اتفاق مي افته و بعد يه سبك هنري رواج پيدا مي كنه . حالا به اين نتيجه رسيدم كه در طبيعت به معناي آفرينش همه گونه سبك هنري وجود داره از طرح هاي كوبيسم و پست مدرن و منظم و ... همه چيز وجود داره يعني همانند اين نيست كه در يه سده فقط يه سبك هنري خاص رواج داشته باشه. خيلي جالبه !!! ( البته بگذريم از اين كه همه گونه محدود نيست و بي انتهاست .)
نكته دومي كه به آن پي بردم اين بود كه اگر هنر رو با نگاه هنر به مفهوم خلق زيبايي بدون بيان انديشه به آن نگاه كنيم به نظر مي رسد كه مشرق زمين همانند چين مهد اين نوع هنر بود ه است و اگر هنر رو با مفهوم اين كه از زيبايي كمتر بهره برده است اما انديشه اي قوي در خلق آن اثر نهفته است بنگريم ، مي توانيم به مغرب زمين اشاره كنيم .( البته چيز بعيدي نيست چون حداقل "حساسيت" و تمركز غرب در طي اعصار رو انديشه بوده).البته اميدوارم دوستاني كه اين پست رو مي خونند نگويند پس ايران ما چي ؟ البته ايران ما جز خاور ميانه است و شايد تركيبي از اين دو رو داشته باشه و اينجا به دنبال آن نيستيم كه مهد انديشه از كجا بوده؟ اين ها به عهده مورخينه . دقت شود كه در اين پست به كلمه "حساسيت" اشاره شده .

