خوب خیلی دلم می خواد که یه مسافرتی به مناطق حاره ای ، اقیانوسی ، صحرای کاراییب و از این قبیل داشته باشم . تعجب من در اینه که چطور ما ایرانی ها بیشتر دوست داریم به جاهای تفریحی که تراکم جمعیت در اونها زیاده و حالا می تونه این مکان تفریحی باشه مسافرت کنیم و مسافرت به جا های بکری مثل حاشیه یه اقیانوس و یا وسط خود اون اقیانوس راضیمون نمی کنه!!! من تصور می کنم که تفریح و مسافرتمون هم مثل سایر مسائل دیگمون به قول جامعه شناسان ناشی از "حرکت گله ای مونه" که بیشتر در کشورهای در حال توسعه وجود داره .جای تاسفه که روحیه ها به گونه ای نیست که خواهان دبدن یه عظمت بکر در طبیعت باشند و صرفا به دنبال مثلا خوش گذرانی با سایر جماعت حالا هر کجا شد باشه و هر کجا گله حرکت کرد ، حرکت می کنند.
+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 15:26  توسط باران بهاري
|
من یقین دارم که برگ
کاینچنین خود را رها کرده ست در آغوش باد
فارغ است از یاد سختي ها
آدمی هم مثل برگ
می تواند زیست بی تشویش سختي ها
گر ندارد همچو او آغوش مهر باد را
می تواند یافت لطف هر چه بادا باد را
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 14:18  توسط باران بهاري
|
براي شنيدن موسيقي باغ اسرار آميز اينجا را كليك كنيد.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 9:1  توسط باران بهاري
|
امروز داشتم يه مطلب مديريتي مي خوندم .يه داستاني رو تعريف كرده بود. خلاصه داستان اين كه يه روز يه پيرمرده سوار مترو مقصد ميرداماد مي شه اما در قسمت خانومها مي شينه .خوب معلومه كه نتيجه اش چيه .بانوان مكرمه اين مرز و بوم صداشون در مي آد كه " برو تو قسمت آقايون ....
" اما پيرمرده هي تكرار مي كنه كه من مي خوام برم ميرداماد. نگهبان مترو مي آد اون ها هم به همين منوال پيرمرده حرف خودشو مي زنه. دست آخر مدير مترو مي آد مي گه :" پدر جان اين مترو نمي ره ميرداماد ، متروي بغلي مي ره ميرداماد" با اين حرف پيرمرده براحتي از جاش بلند مي شه و مي ره واگن بغلي. خوب اين داستان حالا واقعي يا غير واقعي ، سعي بر اين موضوع داشته كه عملكرد به جاي يه مدير رو در يه موقعيت خاص نشون بده اما من اين جا يه كامنت دارم و اون اين كه درسته كه در نهايت مدير مترو به هدف خودش رسيد و موضوع به خوبي و خوشي حل شد. اما اين مدير اخلاق كسب و كار را در حرفه اش رعايت نكرده .يعني يه دروغ گفته كه مي تونست اون رو نگه . مثلا اگه فرد ديگري جاي اون بود كه مقيد به رعايت اخلاق كسب و كار بود جمله رو اين جوري مي گفت:" پدر جان متروي بغلي مي ره ميرداماد " در اين صورت ضمن اين كه دروغ نگفته بود ، اخلاق كسب و كار رو هم تا حد امكان رعايت كرده بود.
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 11:31  توسط باران بهاري
|
+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 15:14  توسط باران بهاري
|
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 15:40  توسط باران بهاري
|
كاش بادبادكي بودم در دستان كودكي
تا مي گذشتم از حصارهاي اين شهر
اوج مي گرفتم تا بلنداي كوه ها
اما اي آفتاب تو بدان كه بزرگي دشت را نمي توان كتمان كرد.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 14:45  توسط باران بهاري
|
راستش هر چي طالع بيني تا به حال ديدم زياد درست نبوده ولي امروز طالع بيني حرف اول اسم رو ديدم تا حدود زيادي درست بود و تعجب كردم .نمي دونم براي شما چطور باشه؟
طالع بینی از روی حرف اول اسم شما
طالع بینی انسانها و شناخت خصوصیات آنها از روی حرف اول اسم آنان!!!!
توجه : در این روش به دلیل وجود نداشتن حروف " گ . پ . چ . ژ "باید به جای این حروف معادل فارسی آنما را قرار دهید .مثال : ( ژ چ گ)=ج (پ)=ب.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 9:48  توسط باران بهاري
|

