ز لیلی من شنیدم یا علی گفت . . . به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است . . که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز می کرد .. به گوش غنچه کم کم یا علی گفت
چمن با ریزش باران رحمت . . . دعایی کرد و او هم یا علی گفت
یقین پرودگار آفرینش . . . به موجودات عالم یا علی گفت
خمیر خاک آدم را سرشتند . . . چو بر می خاست آدم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز می زد . . ز بس بیچاره مریم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمی شد . . گمانم ابن ملجم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده می شد . . یقین آنجا علی هم یا علی گفت!
خدایا باور افسردگان را , چون بهاران , زندگانی ده
و روح خستگان را هم , خروشی جاودانی ده
کویر قلب تنهایان , به مهری آبیاری کن
به کوی بی کسان, یک مهربانی , آشنایی را , تو راهی کن
هر آن کس را که با هجر عزیزی امتحان کردی
به یاد خاطراتش , عاشقانه زندگی کردن , تلافی کن
بکوبان با سر انگشتان مهری , کوبه ی در های غربت را
بسوزان ریشه های سرد نفرت را
حبیبا , سال نو را , سال نور و عاشقی فرما
بزرگا , زندگی کردن , نشانم ده
و راه و رسم دل دادن , ستاندن , پیش پایم نه
به کامم لذت با هم نشستن , مهر ورزیدن عنایت کن
فهیم ارزش هر لحظه ام گردان
بدانم خنده در آیینه , بس زیباست
بفهمم بغض در آدینه , دست ماست
بخوانم با قناری ها , خدا اینجاست
بجویم من خدایم , چون که حق زیباست
عزیزا هفت سین عیدمان را
سایه سار سبز سیمای سحرخیزان سرو اندیش ساعی , مرحمت فرما
خدایا باور تغییر را
این کیمیا درس بهاران راه
در اعماق قلوبت یخ زده ؛ گرم و شکوفا کن
تو خار هر کدورت را
به گلبرگ گذشتی , بی اثر گردان
چکاوک را تو یاری کن
به آوازی , دل همسایه مان را , شاد گرداند
شقایق را
که دشت لخت و عریان , شعله پوشاند
به خوشبختی , نشان کوچه ی بن بست ما را ده
نشان مردم این شهر را , یاد بهار آور
خدایا , در طلوع سال نو
آغاز راه سبز فردا ها
تو قلب هر مسافر را , به نور معرفت
آگه به رمز و راز زیبای سفر فرما
بفهمان زندگی بی عشق , نا زیباست
که قدر لحظه ها
در لحظه , نا پیداست
از:کیوان شاهبداغی
سیاه سایه وار
کجای این شب مبهوت پنهانی؟!
هی،
سکوت بی زوال
کجای این بی کلامی آهنگها پنهانی؟!
من،
دلم ترانۀ فریاد میخواهد.
شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود .
در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.
هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید
نورمن وینست پیل
ثمره ی سکوت ، نیایش است .
ثمره ی نیایش ، ایمان است .
ثمره ی ایمان ، عشق است .
ثمره ی عشق ، خدمت است .
ثمره ی خدمت ، آرامش است .
حالا من يه موردي رو اضافه كنم كه در اول ثمره سكوت تعقل و دريافت ادراك و شعوراست.
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
حالا شايدـ البته شايدـ در يه اقتصاد هم همينطور باشه. يعني يه اقتصاد به جاي رقابتي بايد هدفمند باشه البته در اين مورد خيلي بايد فكر بشه و الكي نيست كه يه دفعه بيايم بگوييم "يه اقتصاد وقتي به شكوفايي مي رسه كه هدفمندي رو جايگزين رقابتي بودن بكنه".
خوب حالا من اينجا در مورد اين مطلب نظري دارم و اون اينكه به نظر من ارائه طريق براي رسيدن به توسعه به مفهومي كه معناي جهان شمول دارد ، بايد بومي سازي شود. به عبارتي با هر ملت و قومي بايد با زبان و درجه فهم خودشان صحبت كرد و راه حل هاي سياست هاي توسعه اي را به همان گونه اي كه هر ملتي مي پسندد به پيش برد. وگرنه در غير اين صورت نمي توان به هدف توسعه اي دست يافت . اما مفهوم توسعه اقتصادي و اجتماعي در نهايت همان است كه در ادبيات توسعه اي اقتصادي و اجتماعي وجود دارد و در كل تلاشهاي بومي شده بايد در راه رسيدن به هدف تعريف شده توسعه باشد كه نمي توان آن را بومي كرد.

